
برای رسیدن به آرزوهایت
باید یاد بگیری که چگونه صبر کنی !!!
بهنام – 26 آبان ماه 1388
تبلیغات 
برای رسیدن به آرزوهایت
باید یاد بگیری که چگونه صبر کنی !!!
بهنام – 26 آبان ماه 1388


من ترانه هایم را دوست دارم.
از ترانه های من
چوپان ها فلوت می زنند و
گوسفندان زندگی می کنند.
از ترانه های من
گنجشکان می رقصند و
بلبلان باهنرند.
صدای ترانه های من را
گرگ ها دوست ندارند
زالوان دوست ندارند
روبهان دوست ندارند.
در ترانه هایم ترانه ایست
که عشقش به محال می زند و
داشتنش به خیال و
خیال نداشتنش غم دارد.
غمش همچون ترانه ایست
که خاطره ایست
که در فال عشقش
خشتش بی 10 است
و دهش بی خشت. 1
خاطره ایست از یاری
که رفته است با یاری
تا ترانه گوید در دیاری
که نه گرگانش از ترانه می ترسند و
نه گنجشکانش بی ترانه می میرند.
ننگ بر ترانه ناشیانه ؛
ننگ بر گنجشکان بی آشیانه ؛
ننگ بر زوزه گرگ زمانه.
ننگ بر آن که ترانه می گوید بی ترانه .
من ترانه هایم را دوست دارم
در ترانه هایم عشق مقدس است
در ترانه هایم انسان حرمت دارد
و حرمتش ارزش دارد
و ارزشش به ارزش هایش است.
با ترانه هایم جوان ترم ، عاشق ترم.
بی منت پرواز می کنم
به کلبه ای در طبرستان
که نفس تازه کنم
با ترانه ی فالگیر .
فالم خالی است از قرمزی دل
در بی بی عشق بی دل.
شاه عاشق نیستم
شاه لایق نیستم ؛
اما وعده افتاده
که تا 3 وعده دیگر
هم آسمان آبی تر خواهد شد
و هم ترانه هایم عاشقانه تر.
1- در فالگیری با ورق، آس خشت نماد معجزه ای است که اتفاق خواهد افتاد و 10 خشت اتفاقی خوب (نیتی که صاحب فال کرده) که قطعی است. برعکس آن پیک است.
بهنام – 16 آبان ماه 86

فریادی در سکوتم
ایمانی در جنگ
محالی در شب
شبی بی عشق
عشقی محال
چگونه بجنگم که اسیرم کنی؟
بهنام - ۵ آبان ماه ۱۳۸۶



بت هایی که در قلبمان ریشه کرده اند
نه با تبر ابراهیم شکسته می شوند
و نه با خون اسماعیل سیراب می شوند!
روزی که آدم قربانی می شود
عید قربان نیست
قربانگاه عید است .
بهنام – 10 دی 1385 (عید قربان 85)

صبح فردا که شود ...
برف ها آب شود ...
با قدم های بهار
نفس خورشید هم تازه شود ...
توشه ای خواهم ساخت
به بزرگی همه فاصله ها
و به امید رسیدن به نگاهت
که مرا آغاز است
سفری خواهم کرد
تا سراپرده تو .
بازکن پنجره را
بازکن چشمت را
تا ببینی مهتاب
از نگاهت بی تاب
باسرزلف ستاره
سربازی دارد
سوز سرما بدنش زخم زده
حسرت آن
بنده نوازی دارد ،
صبح فردا که شود
سفری خواهم کرد
با قدم های بهار
تا در خانه تو .
بهنام
– 29 آذر 85