تبلیغات
طعم گس عشق - پست های آذر 1385



صبح فردا که شود ...

برف ها آب شود ...

با قدم های بهار

نفس خورشید هم تازه شود ...

 

توشه ای خواهم ساخت

به بزرگی همه فاصله ها

و به امید رسیدن به نگاهت

که مرا آغاز است

سفری خواهم کرد

تا سراپرده تو .

 

بازکن پنجره را

بازکن چشمت را

تا ببینی مهتاب

از نگاهت بی تاب

باسرزلف ستاره

سربازی دارد

سوز سرما بدنش زخم زده

         حسرت آن بنده نوازی دارد ،

 

صبح فردا که شود

سفری خواهم کرد

با قدم های بهار

تا در خانه تو .

 

 بهنام – 29 آذر 85


[+] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 02:12 ق.ظ | موضوع: شعر , | یادگاری از شما





اینجا شهری است

که یک هنرپیشه دارد

و هزاران کلم

برای بزغاله هایی که بلوغشان دیر شده .

من که تعجب نمی کنم

اگر به آقای کارگردان کاپ افتخار هم بدهند

با اینکه می دانم

خانم ابراهیمی هنوز هم یک فرشته است.


بهنام - ۲۳ آذر ۸۵


[+] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 12:12 ب.ظ | موضوع: شعر , | یادگاری از شما

 


من به تنهایی من

درپس این آینه ها می گریم

و به آن شور

که دیروز دلم را پر بود

ولی امروز نگاهیست

که خود در گذر ثانیه ها واداده

می گریم .

 

طمع شعله ندارم هرگز !!!

سخن از گرمی خورشید بگویی کافیست

تا اجاقی سازم

هیزم از "طعم گس عشق" به آن می ریزم

و سر زلف تو را

تا خود صبح شانه کنم.

 

 بهنام – 11 آذر 85

 


[+] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 07:12 ق.ظ | موضوع: شعر , | یادگاری از شما