تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

کابوس



 

کابوس می بینم ، کابوس

آنقدر سکوت که گویی

در این خانه کسی نبوده است

آنقدر تاریک که گویی

ماه را یارای تحمل نیست

تو را می بینم در چنگال هوس

آنقدر مست که راه رفتن ندانی

و با آغوشی منتظربر او

آنقدر تشنه که من را از یاد برده ای

او را می بینم در چنگال هوس

نیمه مردی که مردانگی می طلبد

وشیهه کشان از فتح قله های پیروزی

بر آغوشت آرام گرفته

خدا را می بینم قادر بر همه چیز

که تقدیر را بر آسمان می نویسد

و چه بی رحمانه است طالع من

آن هنگام که به نفس زدن افتاده اید

تنها کرکسان مردار صفت شهوتند

که مرگ عشق را منتظر نشسته اند

و تنها اشکان پر مهر خورشیدند 

که روزی دیگر را بر من نوید می دهند .