تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

انتظار بهار



صبح فردا که شود ...

برف ها آب شود ...

با قدم های بهار

نفس خورشید هم تازه شود ...

توشه ای خواهم ساخت

به بزرگی همه فاصله ها

و به امید رسیدن به نگاهت

که مرا آغاز است

سفری خواهم کرد

تا سراپرده تو .

بازکن پنجره را

بازکن چشمت را

تا ببینی مهتاب

از نگاهت بی تاب

باسرزلف ستاره

سربازی دارد

سوز سرما بدنش زخم زده

         حسرت آن بنده نوازی دارد ،

صبح فردا که شود

سفری خواهم کرد

با قدم های بهار

تا در خانه تو .

 بهنام – 29 آذر 85