تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

طعم گس عشق یکساله شد!

"طعم گس عشق" یکساله شد!

قبل از "طعم گس عشق" وبلاگی داشتم به نام "خاطره تو". چند ترانه اولی که در اینجا خواندید میراث آن است.

"طعم گس عشق" زاده بیابان گردی های شبانه ی جوانی است باران زده. جوانی که نخستین نشانه های نبوغ خود را در شهوت رانی زنی کاردان یافت. داستان زنی که خواندید در "کابوس" و جوانی خام که خواندید در "جوان خام".

سپس با درویشی هم کلام شدم یاهونفس که پندش را با "نصیحت" آویزه گوش کردم.

شبهای قدر سال گذشته با دوستی نازنین به امام زاده صالح رفتیم. دربین جمعیت، او با نگاهی حاجتمند آسمان را نگاه می کردو من با دستانی سرد "یاعلی" را می گفتم. در "یاعلی" از پیرمردی گفتم که فقر و تنگدستی کمرش خم کرده بود. از کودکانی گفتم که جلوی درب امامزاده دستفروشی می کردندگفتم و گفتم و طلبیدم عشق مولا را در تنهایی شبهایم.

"گل مریم" را برای گلی گفتم که در جوانی، پیری را چله نشسته بود. آرزوی مادر شدن داشت امااحساس را کشته بود و وسواس را تجربه می کرد. "گل مریم" را شنید، احساس جوانی کرد و جفتی یافت بی وسواس. به خود بالیدم از آنچه اتفاق افتاد. اما افسوس که باطن را ندیده بودم. "غریبه سوخته" را گفتم.

بلوغ عشقم را در "بانوی محال" خواندید. "بانوی محال" سرتاسر نیاز است و اشتیاق. قصه شیدایی.

دوستی داشتم در این دنیای مجازی که یادش بخیر. مادری کهنسال که "ماهرخ" را به او تقدیم کردم.

"زالوان" سیلی ای است به صورت آنانکه در رفاقت خیانت کردند. آنانکه در ذهنشان هوس بازند. زالوانی که قطره قطره باورهایم را در مجلسشان سلاخی کردند. و البته خشمم را دیدند در شبی که یا التماسم کردند یا زیر دامن لکاته ای پنهان شدند.

اما "بعداز شب"،"بیتاب"،"شیدا"،"آخرین نفس"،"کوچ"،"انتظار محال"و"هوس" حکایت شبهایی است که باد عاشقانه پنجره اتاقم را می کوبد. شبهایی که با رویایی نه چندان دور خلوت می کنم. عاشق می شوم و آمدنش را انتظار می کشم. رویایی که بارها گفته ام و خواندید در "گفتگو با استاد".

و سخن آخر اینکه:

"طعم گس عشق" ذات من است. آنچه که نمی توانم پنهانش کنم.