تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

هوس



کاش یک شب به تمنای وصال

هوس خانه ما می کردی

دور از چشم بداقبالی من

قصد آغوش مرا می کردی

 

کاش دستان تو همچون بندی

پاره های دل من را می دوخت

چشم در چشم تو رسوا می شد

نگهت کالبدم را می سوخت

 

بوی عطرت به اتاقم می تافت

سینه از آمدنت پر می شد

قصه نیمه تنهایی من

درشب پرهوست گم می شد

 

می گذشتیم از این قافیه ها

سیب سرخ از تن هم می چیدیم

پشت اسرار هزار و یک شب

سیر، لبخند خدا می دیدیم

 

کاش می آمدی از آینه ها

قدمت بر دل من می رقصید

برسر سفره آغشته به عشق

نور مهتاب به من می خندید

 بهنام - ۱۸ شهریور ۱۳۸۵