تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

غریبه ی سوخته

 


توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

اگه دنیا را بیاری واسه من

اگه تو قصر بلوریت بنویسی اسم من

بری از خدا بخوای بخشش من

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

یه روزی باور من، قبله ایمان تو بود

عشق من تنفس هوای قرآن تو بود

همه باورام داغون کردی

هوای عشقم را مسموم کردی

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

راز من پیشت امانت بودش

پاسداریه از این راز عبادت بودش

گفتن با دگری ، به من خیانت بودش

خاطرم آزردی

حرمت راز مرا دزدیدی

به که گفتی که همه راز مرا فهمیدند ؟

به که گفتی که همه بر عشق من خندیدند ؟

من آواره شب

من درویش صبور

من قانع به خیال

تو مرا در پی چیزی دیدی ؟

به که گفتی که مرا در پی صیدت دیدند ؟

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

آبرویت به چه قیمت دادی ؟

چهار عدد برگه سبز !!!

قیمت یک گل پژمرده مریم

که زن آبله رو

پشت بن بست چراغ حرمت

به خلایق می داد !!! 

حیف از آن گل مریم که برایت گفتم

حیف از خاطره آن گل مریم که تو پرپر کردی

حیف از صافی و از پاکی من

حیف از آنچه تو را باید بود

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه

توی قلبم تو دیگه جایی نداری غریبه