تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

جوان خام



آمد به پیش من

چون لاله ای سپید

رفتیم پیش ماه

بالاتر از خیال

گفتم قرار جان

آسوده ام کنون

بر کوی عشق تو

آواره ام کنون

گفتم به چشم تو

برمرگ خود قسم

تا آخرین نفس

 گر حوریم دهند

گر غافلم کنند

بر پیش چشم من

ناید به جز تو کس

گفتی جوان خام

این نیست راهمان

تو، کوچکی و من

در اوج کهکشان

گفتی به قلب من

 ای زخمی وفا

همچون ستاره ها

با ناز و صد ادا

کز پیش چشم ماه

رفتند پرغرور

این نیز بگذرد

گفتیم پر زدیم

از پیش چشم ماه

من سوی آسمان

او سوی کهکشان

اکنون به من نگر

ای لاله سیاه

رفتی ز خاطرم

چون آن شب سیاه .