تبلیغات
:: بوی بهبود ::

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

تغییر نام

سلام به همه دوستانی که باقی موندن. اینجا قبلا طعم گس عشق بود. بعد از 4 سال سکوت نام وبلاگ را خواستم تغییر بدم که شاید بتونم باز هم بنویسم! تفعلی به حافظ زدم که بالای وبلاگ یک بیتش را نوشتم و نام جدید را هم از همون شعر انتخاب کردم.



ازدواج



فقط 7 روز از دوران مجردیم باقی مونده. هنوز زوده که قضاوت کنم یا چیزی بگم اما خواستم بی خبر نمونید. درضمن منتظر انواع و اقسام پیغام هاتون هم هستم.




                                                                                      بهنام - 18 مرداد 1387



ترانه با ترانه



من ترانه هایم را دوست دارم.

از ترانه های من

چوپان ها فلوت می زنند و

گوسفندان زندگی می کنند.

از ترانه های من

گنجشکان می رقصند و

بلبلان باهنرند.


صدای ترانه های من را

گرگ ها دوست ندارند

زالوان دوست ندارند

روبهان دوست ندارند.


در ترانه هایم ترانه ایست

که عشقش به محال می زند و

داشتنش به خیال و

خیال نداشتنش غم دارد.

غمش همچون ترانه ایست

که خاطره ایست

که در فال عشقش

خشتش بی 10 است

و دهش بی خشت.  1


خاطره ایست از یاری

که رفته است با یاری

تا ترانه گوید در دیاری

که نه گرگانش از ترانه می ترسند و

نه گنجشکانش بی ترانه می میرند.


ننگ بر ترانه ناشیانه ؛

ننگ بر گنجشکان بی آشیانه ؛

ننگ بر زوزه گرگ زمانه.

ننگ بر آن که ترانه می گوید بی ترانه .


من ترانه هایم را دوست دارم

در ترانه هایم عشق مقدس است

در ترانه هایم انسان حرمت دارد

و حرمتش ارزش دارد

و ارزشش به ارزش هایش است.

با ترانه هایم جوان ترم ، عاشق ترم.


بی منت پرواز می کنم

به کلبه ای در طبرستان

که نفس تازه کنم

با ترانه ی فالگیر .

فالم خالی است از قرمزی دل

در بی بی عشق بی دل.


شاه عاشق نیستم

شاه لایق نیستم ؛

اما وعده افتاده

که تا 3 وعده دیگر

هم آسمان آبی تر خواهد شد

و هم ترانه هایم عاشقانه تر.

1- در فالگیری با ورق، آس خشت نماد معجزه ای است که اتفاق خواهد افتاد و 10 خشت اتفاقی خوب (نیتی که صاحب فال کرده) که قطعی است. برعکس آن پیک است.

                                      

                                          بهنام – 16 آبان ماه 86

 



پرسه های خیال

فریادی در سکوتم

ایمانی در جنگ

محالی در شب

شبی بی عشق

عشقی محال

چگونه بجنگم که اسیرم کنی؟

               بهنام - ۵ آبان ماه ۱۳۸۶



تصمیم



انجام همه کارهای خوب که خوب نیست !!!
آنچه در رویای توست
به حقیقت نزدیک تر است.

بهنام - 22 تیر ماه 1386



بلوغ




بلوغ فقط یک قانون داره
راه می ری
نفس می کشی
وا از هیچ چیز سورپریز نمی شی !!!

بهنام - 22 اسفند ماه 85



عید قربان

 



بت هایی که در قلبمان ریشه کرده اند

نه با تبر ابراهیم شکسته می شوند

و نه با خون اسماعیل سیراب می شوند!

روزی که آدم قربانی می شود 

عید قربان نیست

قربانگاه عید است .


 بهنام – 10 دی 1385 (عید قربان 85)

 



انتظار بهار



صبح فردا که شود ...

برف ها آب شود ...

با قدم های بهار

نفس خورشید هم تازه شود ...

توشه ای خواهم ساخت

به بزرگی همه فاصله ها

و به امید رسیدن به نگاهت

که مرا آغاز است

سفری خواهم کرد

تا سراپرده تو .

بازکن پنجره را

بازکن چشمت را

تا ببینی مهتاب

از نگاهت بی تاب

باسرزلف ستاره

سربازی دارد

سوز سرما بدنش زخم زده

         حسرت آن بنده نوازی دارد ،

صبح فردا که شود

سفری خواهم کرد

با قدم های بهار

تا در خانه تو .

 بهنام – 29 آذر 85